خوشبختي هاي اقا مرتضي

خرید بک لینک
بعد ازظهريكي از روزاي اخر شهريور بود،بي حوصلگي از در و ديوار فرياد ميزد.من بودم و يه پسر بچه قديمي به اسم شهريار و يه چهارديواري سياه ولي به ظاهر رنگ شده و مرتب.
از يار قديمي هم دو سه نخي بيشترباقي نمونده بود و در فضاي اسمان ابري اتاق سه در چهار محل سكونتم بي حال گوشه فرش لم داده بود.
باد ملس پاييزي پس از گذشتن ازتوري دست ساز پلاستيكي تنه محكمي به قبضهاي اب و برق روي ميز زده وسپس صورتم را نوازش ميكرد،او مهربانترين است ولي حيف كه عمرش دو سه ماه بيشتر ماندگار نيست.
خواننده با سوز و افسوس از اعماق بلندگوي فيليپس قديمي پدرم نجوا ميكرد:من كويرم...اي خدا...با حسرت...يه قطره اب.....
كوير كجا بود؟ كوير نداريم،وقتي هرشب تمام وقت اسمون دلتنگي من بارون مياد،يعني هفته اي يه دقيقه هم اونجاها بارون نداره؟مردم فقط ناله كردنو خوب ياد گرفتن.
به قول اقا مرتضي وقتي ادم يه چارديواري داره كه بارون رو سرش نياد و چارتا گاو و ده بيستا مرغ و خروس كه ديگه غمي نداره....خدا اينقدر كاراي واجبتر داره خانوم خواننده كه نميتونه به حرفاي من و تو گوش كنه،به قول يكي از شاعرا:يافت مي نشود جسته ايم ما،حالا خود داني. مثلا اگه ميخواست الان به حرف من گوش كنه،معجزه ميكرد و دو سه تا از اون تخم مرغهايي كه دارن رو ميز اشپزخونه دلبري ميكنن رو حاضر ميكرد،نه شايدم به فكر ارزوهاي اقا مرتضاست كه با همين چندتا تخم مرغ هم احساس خوشبختي ميكنه،خوش بحال اقا مرتضي...
راستي اگه اقا مرتضي شاتو بريان با سالاد سزارو شراب ١٠٠ ساله بخوره چي ميگه؟ حتما ميگه مرغ و پلو خانومم با دوغ محلي يه چيز ديگست.
واقعا خوش بحال اقا مرتضي...
دنياش قشنگه،نه پورش ميشناسه،نه شانزليزه و لاس وگاس و نه هتل پنج ستاره.پورشش موتور ١٢٥قديميشه و شانزليزش جاده منتهي به ابادي و لاس وگاسش خونه همسايه و شرط بندي سر خروس لاري.هتل پنج ستارشم اپارتمان پدر خانومش تو شهر.
واقعا خوش بحال اقا مرتضي....

تنهایی...

ما را در سایت تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 4:09

صفحه بندی